حسين علوى مهر
294
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
مقدستان قرار دهيد . « 1 » نه اين كه دست از تمام عقايد خود بكشيد و تنها به عقايد و انديشههاى مشترك معتقد باشيد . افزون بر آن ، بحث تنها بر سر انديشههاى مشترك نيست ، بلكه با كاربرد واژهء « عبادت » در « نعبد » و « اخذ » در « لا يتخذ » سخن بر سر عمل كردن و پرستش عملى توحيد است كه تمام اديان به آن معتقدند . « 2 » زبان و انديشه انديشههاى هرمنوتيك هايدگرىها براساس زبان حركت مىكند و زبان بالاترين جايگاه در ميان ايدئولوژى را دارا است . آنها معتقدند : حضور انسان در جهان وابسته به زبان او است ، انسان در رابطه با جهان با زبان زنده است . « 3 » اما در نگاه انديشمندان دينى ، محور زندگى انسان و رابطهء او با جهان ، عقايد و انديشههاى او است ( انّما الحياة عقيدة و جهاد ) . مولوى نيز مىگويد : اى بشر تو همه انديشهاى * ما بقى خود استخوان و ريشهاى به هر حال ، چه معيار ، زبان ، انديشه و يا عقايد باشد . آيا مىتوان آن را مفسر خدا و وحى و بسيارى از عوالم غيب دانست . ممكن است راه حلى براى تفسير متون كهن باشد ، اما دربارهء وحى و نبوت و كتاب آسمانى قرآن كريم هرگز ! اين همان اشتباهى است كه ماركسيزم در توسعهء منطق ديالكتيك و فرويديزم در توسعهء روش روانكارى و پوزتييويزم در ميدان تجربه ، در كمند آن افتاده است . « 4 » در تفسير هرمنوتيك اگر چه تلاش براى يافتن راه حل معضلات موجود با استفاده از متون گذشتگان وجود دارد ، اما اين شيوهء عملى بسيارى از متفكران و دانشمندان است كه با
--> ( 1 ) تفسير نمونه ، ج 2 / 450 . ( 2 ) الميزان ، ج 3 / 248 . ( 3 ) انكليتون ، نظريهء آدمى / 72 ، ترجمهء عباس فخر ، نشر مركز ، 1368 . ( 4 ) ر . ك : عميد زنجانى ، مبانى و روشهاى تفسيرى / 302 ، چاپ چهارم ، 1379 .